سید هادی برهانی، عضو هیأت علمی دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران و تحلیلگر مسائل خاورمیانه در گفتوگو با ایلنا، درباره شروع فشار حداکثری از سوی آمریکا علیه کشورمان گفت: چند بحث در این زمینه مطرح است. بهطور کلی، باید توجه داشت که امروز حدود شش ماه از آغاز آن حمله میگذرد و در این مدت تحولات مختلفی را تجربه کردهایم. این دوره با یک حمله نظامی سنگین از سوی آمریکا و اسرائیل آغاز شد.
وی ادامه داد: آمریکا و اسرائیل از حمله نظامی به اهدافی که دنبال میکردند، نرسیدند؛ بهویژه آمریکا. بنابراین، ابتدا آمریکا اسرائیل را از روند حمله و دخالت مستقیم در مسئله نظامی کنار گذاشت و سپس خودش هم به این نتیجه رسید که این مسیر، مسیر سودمندی برای آمریکا نیست. بنابراین، وقتی امروز آقای ترامپ و دولت آمریکا اعلام میکنند که سیاست جدیدشان اعمال فشار سنگین اقتصادی و محاصره کامل اقتصادی است، یکی از معانی آن این است که راه نظامی، حمله و مسیرهایی که آمریکا در این شش ماه تجربه کرد، به نتیجه نرسیده است. به همین دلیل، روش و راهبرد خود را در قبال ایران تغییر دادهاند.
فشار اقتصادی، جبهه جدید آمریکا علیه ایران است
این استاد دانشگاه گفت: اولین نتیجهای که میتوان از این تحولات گرفت، این است که آمریکا و اسرائیل در برنامه اولیه خود برای به زانو درآوردن ایران و رسیدن به اهدافی که مدنظر داشتند، ناکام ماندهاند. البته اینکه تاکنون ناکام بودهاند، به این معنا نیست که در آینده هم حتماً ناکام خواهند ماند و روش جدید و راهبرد جدیدشان، یعنی فشار اقتصادی هم الزاماً به شکست منجر خواهد شد. سیاستمداران ممکن است چنین حرفی بزنند و در عالم سیاست هم از اینگونه ادعاها مطرح میشود، اما از منظر علمی و تحلیلی نمیتوان چنین نتیجهای گرفت.
برهانی تصریح کرد: اینکه آنها در شش ماه گذشته شکست خوردهاند و ناچار شدهاند مسیر نظامی را کنار بگذارند، به این معنا نیست که در عرصه محاصره اقتصادی هم الزاما ناکام خواهند بود. امروز جبهه جدیدی گشوده شده که موازین و شرایط خاص خود را دارد و باید با دقت بررسی شود؛ بهویژه اینکه ایران از نظر اقتصادی در وضعیت مناسبی قرار ندارد و مردم تحت فشار هستند. بنابراین، این محاصره اقتصادی میتواند بسیار آسیبزا و دردناک باشد.
آمریکا ژست «کمک به مردم ایران» را کنار گذاشته و مستقیماً مردم را هدف گرفته است
وی گفت: نکته دیگری هم درباره چرایی این تغییر روش وجود دارد که میشود مطرح کرد و آن این است که شش ماه پیش که آمریکا و اسرائیل حمله کردند، مدعی شدند که برای کمک به مردم ایران آمدهاند. آنها در آن مقطع با مردم ایران بسیار محبتآمیز صحبت میکردند و در واقع میگفتند مشکل مشترک ما و شما، نظام است و ما میخواهیم این نظام را از میان برداریم تا شما هم آزاد شوید. اما امروز، بعد از گذشت شش ماه، میبینیم که آنها این روش و حتی این ظاهر را هم کنار گذاشتهاند و دقیقا مردم ایران را در فشارهایی که قرار است بر ایران وارد کنند، هدف گرفتهاند. در این محاصره اقتصادی که به گفته آقای ترامپ قرار است «کوبندهترین تحریم اقتصادی تاریخ» باشد، چه کسی جز مردم آسیب میبیند؟ اگر میخواستند صرفا بر نظام فشار وارد کنند، میتوانستند همه مسئولان نظام را تحریم کنند؛ اما وقتی اقتصاد یک کشور را تحریم میکنند، معنایش این است که بر مردم فشار وارد میشود.
وی گفت: بنابراین، تحول مهم دیگری که در اینجا دیده میشود، این است که آن ژست اولیه را که برای کمک به مردم ایران آمدهاند، با مردم کاری ندارند و صرفا مراکز نظامی را هدف قرار میدهند، کنار گذاشتهاند و بر اساس چیزی که صراحتا اعلام کردهاند، اکنون میخواهند مردم ایران را مستقیما در معرض کوبندهترین فشارها قرار دهند. اگر بخواهند اقتصاد ایران را درهم بشکنند، نتیجهاش این است که مردم از نیازهای اساسی خود محروم شوند؛ از نیازهای مالی و مادی گرفته تا دارو، غذا، بنزین و هر چیز دیگری که مردم به آن نیاز دارند. هدف فشارهای اقتصادی، این است که دسترسی مردم به این نیازها با مشکل مواجه شود.
سفر عاصم منیر به تهران میتواند زمینهساز دور جدید گفتوگوهای ایران و آمریکا باشد؟
این کارشناس بین الملل تأکید کرد: طبیعتا میتوان حدس زد که هدف آنها از وارد کردن فشار بر مردم چیست؛ این است که فشار، به اصطلاح، طاقت مردم را طاق کند و آنها را به سمت یک شورش داخلی وادار یا تحریک کند؛ شورشی که امیدوارند حکومت را در ایران تحت فشار قرار دهد و در نهایت آن را وادار کند در این تقابل با آمریکا امتیاز بدهند.
برهانی درباره ژنرال سفر عاصم منیر به ایران گفت: به نظر من سفر آقای عاصم منیر با این مرحله جدیدی که ما از جنگ و تقابل در آن به سر میبریم، یعنی مرحله اعمال کوبندهترین تحریمهای اقتصادی علیه ایران، ارتباط دارد آمریکا بهخوبی میداند که اگر بخواهد تنش با ایران را افزایش دهد و فشار را بر ایران بیشتر کند، ایران هم متقابلاً اقداماتی انجام میدهد که میتواند اقتصاد جهان و اقتصاد آمریکا را تحت فشار قرار دهد. بنابراین، این وضعیت برای خود آمریکا هم وضعیت مطلوبی نیست.
وی ادامه داد: علیالقاعده آمریکا امیدوار است که دولت یا نظام در ایران فشار بیشتری احساس کند و برای رسیدن به یک معامله با غرب و آمریکا انگیزه بیشتری پیدا کند و تا حدودی هم از خواستههای خود کوتاه بیاید. میتوان تصور کرد که آمریکاییها با همین نگاه، پاکستان و آقای عاصم منیر را تشویق کرده که پا درمیانی کنند. در مطبوعات هم اعلام شد که ترامپ پیش از سفر منیر به تهران با ایشان تلفنی صحبت کرده و بعد از همان تماس تلفنی، ایشان به ایران آمده است. در ایران هم از وی استقبال شده و فکر میکنم دلیل آن این است که دولت ایران هم نسبت به بازگشت به یادداشت تفاهم و تفاهم اسلامآباد، نگاه مثبتی دارد. چراکه به هر حال، در وضعیت فعلی واقعیت این است که فشارها عمدتا به مردم آسیب میزند و مردم از نظر اقتصادی و وضعیت زندگی، به هیچوجه در شرایط خوبی قرار ندارند. دولت مایل است گشایشی فراهم شود تا فشار بیشتری به مردم وارد نشود.
سیاست درست ایران، تعامل مثبت با اشتیاق آمریکا برای حل منازعه است
وی تاکید کرد: لذا من فکر میکنم در ایران هم سیاست درستی از سوی آقای رئیسجمهور و وزیر امور خارجه در پیش گرفته شده است که با توجه به اشتیاق آمریکا برای حلوفصل این منازعه و مشکل، تعامل مثبتی با این موضوع داشته باشند. این مسئله میتواند این امیدواری را هم ایجاد کند که سفر آقای منیر به تهران علاوه بر تفاهمنامه ایران و عمان دستاوردهای داشته باشد و شاهد دور جدیدی از گفتوگوها بین طرفین، یعنی آمریکا و ایران، باشیم. ممکن است این گفتوگوها به نتیجه مثبتی هم ختم شود و طرفین به یادداشت تفاهم بازگردند.
وی درباره حضور بدرالبوسعیدی هم در ایران و بیانیه مشترک گفت: بعد از اینکه یادداشت تفاهم امضا شد که تفاهم بسیار خوبی برای ایران بود، مشکل اصلی که در جریان اجرای آن پیش آمد، بحث تنگه هرمز بود که واقعیت این است اجرای یادداشت تفاهم را مختل کرد. این اختلال از طریق تفاهم ایران و عمان تا حدود زیادی میتواند برطرف شود؛ چون به هر حال در تنگه هرمز دو طرف وجود دارند که صاحب حق هستند و اگر این دو طرف بهصورت مشترک درباره این تنگه تصمیمگیری کنند، از نظر قانونی و حقوقی هم این امر تا حدودی موجه خواهد بود. ایران و عمان گفتوگوهای خوبی داشتهاند و به نتیجه هم نزدیک شده بودند. اما ظاهراً آمریکا از مسیر مذاکرات و تفاهم ایران و عمان رضایت چندانی نداشت و دیدیم که در این میان تهدیدهایی هم مطرح شد و ترامپ هم عمان را به بمباران تهدید کرد. بنابراین، به نظر میرسد ایران و عمان اکنون در وضعیتی قرار دارند که برای رسیدن به توافق آمادهاند، اما آمریکا هم در این میان دخالت دارد و اگر قرار است توافقی حاصل شود، به هر حال باید رضایت آمریکا هم به نحوی جلب شده باشد.
برهانی تاکید کرد: فکر میکنم اکنون در برههای قرار داریم که عمان آمادگی داشت با ایران به توافق برسد و طرفین، یعنی ایران و عمان، بر سر یک فرمول به توافق رسیدهاند. البته آمریکا و برخی کشورهای دیگر هم ملاحظاتی دارند که ممکن است با سفر آقای بدر البوسعیدی به تهران، این مسئله هم در مسیر حلوفصل قرار بگیرد.
منافع اسرائیل در ادامه بحران است؛ ایران باید راه احیای تفاهم اسلامآباد را باز کند
وی درباره احتمال بازگشت به تفاهمنامه اسلامآباد گفت: اولاً بهطور کلی امکان بازگشت وجود دارد و طرفهای مختلفی که در بحران فعلی در خلیج فارس مؤثر هستند هم خواهان بازگشتاند. یعنی ایران خواهان بازگشت به آن یادداشت تفاهم است. کشورهای منطقه، بهویژه کشورهای حوزه خلیج فارس مانند عربستان و قطر، همگی مایل هستند که یادداشت تفاهم احیا شود. طرفها و قدرتهای منطقهای مانند ترکیه، پاکستان و عربستان از این فرمول حمایت میکنند و آمریکا هم در مجموع یادداشت تفاهم را امضا کرده و مایل است که به آن بازگردد.
وی تاکید کرد: البته واقعیت این است که میتوان گفت یادداشت تفاهم تا حدودی یکطرفه و به نفع ایران بوده است. به همین دلیل، محافل صهیونیستی در آمریکا سروصدای زیادی علیه این یادداشت تفاهم به راه انداختند و آقای ترامپ را تحت فشار قرار دادند؛ بهگونهای که میتوان گفت علاقه ترامپ نسبت به این یادداشت تفاهم تا حدی کمتر شده است و این موضوع را هم باید در نظر گرفت.
برهانی گفت: با این حال، طرف اصلی که از یادداشت تفاهم ناراضی است و تلاش میکند این یادداشت تفاهم از سر گرفته نشود و تخریب شود، اسرائیل است؛ چراکه واقعیت این است که منافع اسرائیل در ادامه پیدا کردن این بحران و به ثمر نرسیدن یادداشت تفاهم است. به نظر من، برای ایران هم بسیار مهم است که این راهبرد اسرائیل را در نظر بگیرد و از حداکثر توان خود استفاده کند تا مشکلات مربوط به این یادداشت تفاهم را با آمریکا حلوفصل کند؛ تا اسرائیل در این ماجرا ناکام بماند و آرامش به منطقه بازگردد.